تأملاتي در باب فلسفه تبليغ
تأملاتي در باب فلسفه تبليغ
مقدمه:
مجموعه اي كه پيش روي داريد حاوي برخي از سوالات و شبهات قابل طرح در زمينه تبليغ و مبلغ است كه راقم سطور در طول دوران تبليغي خويش، جسته و گريخته با آنها در ارتباط بوده و ضرورت پاسخگويي به آنها را با تمام وجود درك، و بلكه لمس كرده است. در اين نوشتار نويسنده اهتمام گسترده اي به كار بسته تا بنيادي ترين و اساسي ترين سؤال ها پيرامون امر مبارك تبليغ را جمع آوري نمايد. انتظار دارد كه شما نيز با حوصله اي ستودني و تحسين برانگيز به مطالعه عميق آن بپردازيد و در صورت صلاحديد و نياز به بوته نقد و نظر بگذاريد و بعد در مقام پاسخگويي برآييد.
البته از آنجائيكه سؤالها تراوش يافته ذهن نگارنده است و در اين زمينه از نظرات ديگران استفاده ننموده، ممكن است كه سؤالات زياد ديگري از قلم افتاده، يا اساساً به ذهن او خطور نكرده باشد. اميدوارم اين سؤالات پراكنده مثمر ثمر افتد و مقبول طبع كريمانه شما قرار گيرد و گامي كوچك و كوتاه در جهت بهينه سازي و ارتقاي سطح كنوني تبليغ باشد و باعث گردد كه متصديان امور تبليغ بذل توجه بيشتري به حل و فصل اين مسائل داشته باشند و با تهيه و تأمين راهكارهاي مناسب و مساعد به كمك مبلغان بشتابند.
انشاءالله
تصوير تبليغ را در نظام هندسي فلسفي مي توان چنين نمايش داد:

سؤالاتي در خصوص هويت و عناصر قوام بخش تبليغ:
1- تبليغ چيست؟(ماهيت تبليغ)
2- چه چيزي بايد تبليغ شود؟(ماده تبليغ)
3- انواع و اشكال تبليغ كدام است؟(صورت تبليغ)
4- مقدار تبليغ به چه اندازه اي بايد باشد؟(كم تبليغ)
5- زمان تبليغ كِي است؟ (متي تبليغ)
6- محل تبليغ كجاست؟ (اين تبليغ)
7- چرا بايد تبليغ كرد؟(ضرورت تبليغ يا همان علل غائي تبليغ)
8- از چه زماني تبليغ شروع است؟ (تاريخ تبليغ)
9- آداب و رسم و رسوم لازم در امر تبليغ كدام است؟(اخلاق تبليغ)
10- شيوه ها و ساز و كارهاي جديد و قديم تبليغ چيست؟(لم تبليغ)
11- به چه كسي بايد تبليغ كرد؟ و چگونه مخاطبان تبليغ را رده بندي كنيم؟(مضاف اليه تبليغ / مخاطب شناسي تبليغ يا همان علت مادّي و قابلي تبليغ)
12- چه كسي بايد تبليغ كند؟ و با چه شرايط و ضوابطي بايد به عالم تبليغ پا نهاد؟(مضاف تبليغ / مبلغ شناسي تبليغ يا همان علت فاعلي تبليغ)
13- رابطه تبليغ نسبت به عناصر قوام بخش خود اولّاً و بالنسبه به ساير مقولات فرهنگي، اجتماعي و ديني ثانیاً چگونه است؟(وضع تبليغ)
14- تبليغ از كدام امور فرهنگي، اجتماعي و سياسي تأثر مي پذيرد؟(انفعال تبليغ)
15- تبليغ بر چه اموري تأثير گذار است؟(اَنْ يَفْعَل تبليغ)
16- در تبليغ از كدام كتاب هاي روايي، تاريخي، تفسيري و ... بايد استفاده كرد؟(منبع و مأخذ شناسي تبليغ)
17- كدام اشخاص را مي توان به عنوان مدل هاي موفق تبليغ انتخاب كرد؟(الگو شناسي تبليغ)
18- تبليغ را بايد از كجا آغاز كرد؟ از احكام، عقايد، اخلاق، تاريخ ...؟ يا به عبارت رساتر تبليغ بايستي بر اساس كدام يك از گزينه هاي زير باشد؟(مبدأ شناسي تبليغ)
الف) نياز مردم
ب) خواست و خوشايند مردم
ج) ضرورتها و اولويت هاي ديني
د) بر اساس مهارتها و توانمنديهاي مبلغ(رشته تخصصي تبليغ)
هـ) بنابر نياز روز و كل جامعه و مسايل روزمره
19- پايان تبليغ كجاست؟ در چه صورتي مي توان گفت كه فلان مخاطب نياز به تبليغ ندارد؟(انجام شناسي تبليغ)
20- مرز تبليغ با تجسس، تفتيش عقايد، امر به معروف و نهي از منكر و ... چگونه است؟ (حد شناسي تبليغ)
سؤالاتي در رابطه با مبلغ:
1- مبلغ كيست؟ و عناصر قوام بخش به هويت مبلغيت كدام است؟ يعني در صورت دارا بودن چه ويژگي ها و مشخصاتي به يك فرد عنوان مبلغ بودن اطلاق مي گردد؟
2- از چه مقطعي بهتر است به تبليغ پرداخت؟ (مقطعي علمي - سني)
3- چگونه مي توان انگيزه ها و نيات مبلغ را خدايي كرد؟
4- بهترين منطقه تبليغي براي يك فرد مبلغ كجاست؟
5- مبلغ موفق كيست؟ و با چه ملاك ها و معيارهايي موفقيت افراد در امر تبليغ، سنجيده مي شود؟
6- مبلغ از كجا كسب علم كند كه آنچه مي گويد برداشت ها، ذهنيت ها، و نظريات شخصي اش نيست، بلكه متن دين خداست؟
7- از چه راهي مبلغ اطمينان حاصل مي كند كه منظور خود را كما هو حقه به مخاطب القاء نموده است؟ آيا مبلغ در قبال كج فهمي ها و بد فهمي هاي مخاطب، مسئوليت شرعي دارد؟
8- چگونه مي توان پشتكار و دلگرمي مبلغ را بيشتر نمود؟
9- علوم لازم براي يك مبلغ كدام است؟
10- از چه راه ها و كانال هايي مبلغ مي تواند علم و دانايي خود را بيشتر كند؟
11- با وجود وسايل ارتباط جمعي از قبيل تلويزيون، راديو، سي دي، اينترنت و ماهواره چه نيازي به مبلّغ منطقه اي داريم؟
12- اشتغال به كارهاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي ... در كنار كار تبليغ براي مبلغ چگونه است؟
13- ارتباط با حوزه و همچنين با ساير مبلغان، تا چه اندازه اي در موفقيت مبلغ تأثير گذار است؟
14- ارتباط مبلغ با ديگر روحانيون مستقر در منطقه اعم از امام جمعه، رئيس سازمان، قاضي دادگاه و روحانيون مبلغ در چه سطحي بايد باشد؟
15- كيفيت ارتباط مبلغ با مردم منطقه تبليغي خويش چگونه بايد باشد؟ و مبلغ تا چه سطحي مجاز به برقراري ارتباط صميمانه با مخاطبان خويش است؟ و از چه راهي و چگونه مي شود از افراط و تفريط در اين زمينه جلوگيري كرد؟
16- مزايا و معايب جابجا كردن مبلغ ها كدام است و چه مدت اقامت در يك منطقه تبليغي براي مبلغ، منطقي و مطلوب است؟
17- يك مبلغ چگونه مي تواند بر خستگي ها، دل آزردگي ها، احساس بيهودگي ها و ... غلبه كند؟ اساساً منشأ توليد چنين حالات و ويژگي ها چيست؟
18- درچه صورتي ممكن است مبلغ احساس بيگانگي با خود و يا محيط تبليغي خويش داشته باشد؟
19- مبلغ چگونه مي تواند در همه حالات و سكنات خود رفتار مبلغانه، گفتار مبلغّانه و منش مبلغانه را حفظ نمايد؟
20- چرا، چگونه و در چه حدي ضرورت دارد مبلغ به سيره تبليغي انبياء الهي و ائمه معصومين(ع) آشنايي، يا حتي تسلط داشته باشد؟
21- بصيرت تبليغي چيست؟ و چگونه قابل وصول است؟
22- چه لزومي دارد كه مبلغ با تبليغات خود، جاهل قاصر را به جاهل مقصر تبديل كند؟
23- آيا شرعاً و عقلاً مبلغ مجاز به دعا نويسي است؟ سيره عالمان بزرگ و عرفاي سلف در قبال اين مسأله چه بوده است؟ در صورت مراجعات مردم جهت دعا نويسي، مبلغ چه جوابي به آنها بدهد؟ اگر مجاز باشد چگونه بنويسد؟ و چه بنويسد؟ (تعبير خواب هم جرياني مشابه دعا نويسي دارد و آنهم بايد عميقاً مورد بحث و مطالعه قرار گيرد.)
مبلغ و عرفيات:
1- ميزان ارج و قرب عرفيات در پيش مبلغ تا كجاست و مبلغ تا چه ميزان بايستي به عرفيات محيط تبليغي خويش اهميت قائل باشد و از سنت شكني و شالوده شكني پرهيز نمايد؟
2- اساساً راه شالوده شكني درباره ي عرفيات چيست؟
3- فاصله عرفيات با خرافات چگونه است؟ و با چه معياري مي شود اين دو مقوله را از هم تفكيك نمود؟
4- مرز دافعه و جاذبه كدام است؟ كجاها بايد از سر قدرت دفع نمود و در چه جاهايي بايستي از سر تواضع و حكمت جذب كرد؟
5- مرز مقولات زير را چگونه مي توان تشخيص داد؟
مردم داري با عوام زدگي ارتباط صميمانه با چاپلوسي
عزت نفس با تكبر حفظ شأن لباس با تنبلي و سستي
استقلال در رفتار با خود محوري تقدس با تحجر
اخلاص با تظاهر و ريا سياسي بودن با سياست زدگي
6- راه ها و شيوه هاي ايجاد دوستي كدام است؟
7- از چه طرقي، مبلغ مي تواند محبوبيت اجتماعي خود را ارزيابي نمايد؟
8- تا چه ميزان بايسته است مبلغ با مردم هم حرف و هم فكر باشد؟
9- نقل اقوال ضد و نقيض پيرامون يك مطلب از زبان فيلسوفان، متكلمان، فقيهان و ... در بحث ها و سخنراني هاي عمومي چگونه است؟ چه عوارضي مي تواند در پي داشته باشد؟
10- نقد و انتقاد از اعاظم حوزه در پيش عوام الناس چگونه است؟
11- گاهي مسايل و سؤالاتي مطرح مي شود كه مبلغ، جواب آن را نمي داند در اينصورت آيا به اصطلاح دست بالا گيرد و خود را از تك و تا نيندازد و يك جورهايي به توجيه مطلب و مخاطب بپردازد يا اينكه متواضعانه و واقع بينانه، اعلام كند كه نمي داند؟ به نظر مي رسد كه هر دو گزينه ي پيش رو داراي محذوراتي است امّا محذور اولي اينكه از روي جهل و ناداني سخن گفتن در نگاه ديني و عقلي ما مذموم و ناشايست است. ولي محذور دومي هم اينست كه موجب تضعيف و تخريب ذهنيت مردم نسبت به جايگاه علمي مبلغ مي شود. پس در اين دست مواقع چه بايد كرد؟
12- مبلغ با اولويت قرار دادن چه امور و مسايلي مي تواند بهترين شيوه تبليغي را انتخاب كند؟
13- آيا از هر راه و شيوه اي جهت رساندن پيام ديني مي توان استفاده كرد؟ محدوديت هاي شرعي در انتخاب گزينه هاي اطلاع رساني كدام است؟
متفرقات:
1- ضعف ها و قوت هاي شيوه ي سنتي تبليغ كدام است؟
2- آيا لزوماً مي بايست فرم و شيوه تبليغ را از متن گزاره هاي ديني اصطياد نمود؟
3- تفاوت ها و تقارن هاي تبليغ قولي با تبليغ فعلي چيست؟ و مزايا و معايب هريك بالنسبه به ديگري چه مي تواند باشد؟
موضوعات تحقيقي:
1- اخلاق تبليغ 1- مبلغ و استخاره
2- اهداف تبليغ 2- مبلغ و دعا نويسي
3- سيماي تبليغ در قرآن 3- مبلغ و تعبير خواب
4- ارتجاع شناسي و ارتجاع زدايي از تبليغ 4- مبلغ و اهل سنت
5- رابطه تبليغ و تربيت 5- مبلغ و روضه خواني
6- آسيب شناسي تبليغ 6- مبلغ و سياست
7- سيماي واعظان غير متعظ در ادبيات فارسي 7- مبلغ و مسأله مهدويت
8- سيماي تبليغ در تحول هاي فرهنگي و اجتماعي 8- مبلغ و مردمداري
9- روش شناسي مبلغان موفق 9- مبلغ و ضرورت مطالعه
10- روانكاوي مبلغان نا موفق
11- تبليغ گامي به سوي جامعه دانايي
تبليغ در حوزه:
تبليغ در حوزه نياز به تبليغ دارد و مع الاسف بايد گفت كه سيماي آن در پيش برخي از حوزويان شوريده وارفته و سرافکنده است که حال و وضعش بیشتر شبیه به متکدیان خیابانی است عده ای فکر می کنند که هروقت دستشان از همه موسسات و مراکز علمی (چه جهت تحصیل و چه جهت اشتغال) کوتاه شد آنوقت باید روی به تبلیغ آورند البته اینان نیز مقصر نیستند بلکه شاید بتوان گفت که این مسأله بر می گردد به نظام آموزشی حوزه، اگر در بین مواد درسی حوزه دست کم یک کتاب در خصوص اهمیت تبلیغ، تاریخ آن و ... گنجانده می شد بی تردید دیگر شاهد چنین نگاه های تحقیر آمیزی به مقوله ی تبلیغ نمی بودیم. بگذاریم و بگذریم.
چرا امروزه غالباً رویکرد طلاب جوان به تبلیغ بیشتر از دیگران است؟ آیا این امر عوارض ناگواری در پی ندارد؟ آیا بزرگان سنی و علمی نسبت به تبلیغ در شهرستانها مسئولیتی ندارند؟
دوستی دارم که از سر فقر و فلاکت مجبور شد که به تبلیغ برود. در موقع اعزام پرسیدم که فلانی تو چرا به تبلیغ می روی؟ گفت ای آقا، وظیفه است که دین خدا را تبلیغ کنیم نمی شود که دست رو دست بگذاریم و بنشینیم اگر من نروم، تو نروی پس کی باید از دین خدا دفاع کند. روزگار گذشت که الحمدلله بعد از مدتی همین آقا توانست قرض هایش را صاف کند و با مقداری پس انداز دوباره به قم برگردد. باز مثل اجل معلق سرزده سر وقتش رفتم و پرسیدم که فلانی چی شد چرا برگشتی؟ جواب داد: ای بابا من کی باشم که بخوام دین خدا را تبلیغ کنم این دین خداست که مارا تبلیغ می کند و همچنین دین خداست که ما را نگه داشته، از من می شنوی بشین توی قم و درست را بخوان. خدا خودش بلده از دینش حمایت و حفاظت کنه. بعد از شنیدن این جواب خشکم زد و چیزی نگفتم البته نداشتم که بگویم موندم که کدامیک از حرف هایش را قبول کنم . شما بگین؟
یک اظهار تأسف:
متصدیان امور تبلیغ امروز بیشتر مشغول مدیریت مبلغ هستند نه مدیریت تبلیغ امید است روزی فرا برسد که این دومی در رأس همت دوستان قرار گیرد یا لا اقل به اندازه اولی قدر بیند و در کنار او نشیند.