اشتباهات فلسفی بوعلی سینا(ره)
اشتباهات فلسفی بوعلی سینا(ره)
بوعلی سینا را به جرأت می توان امام فلاسفه جهان اسلام نام برد. و زبانی به پهنای فلک لازم است تا به تحلیل ابعاد علمی و فلسفی شخصیت بوعلی پرداخت. پیچیدگی و گستردگی این ابعاد به حدّی است که بزرگان را نیز دچار تحیر کرده است. و سخنان و کلمات بزرگان در خصوص این شخصیت نابغه به حدّی زیاد است که اگر در مجموعه ای گردآوری شود قطعاً کتاب قطوری خواهد بود. امام خمینی(ره) در حواشی که بر مصباح الانس دارد فرموده اند: «با اینکه ایرادات و اشکالات زیادی بر بوعلی سینا در حکمت الهی وارد است ولی در بین ارباب فکر و عقل "لم یکن له کفواً احد"».
استاد مطهری(ره) در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران نوشته اند: « برای شناختنش یک عمر لازم است.»
دانشمند معاصر مصری که بر شفای بوعلی مقدمه ای نوشته گفته است: بوعلی شباهت بسیار به نفوس مستکفی بالذات دارد.
مرحوم سید جلال الدين آشتیانی در مقدمه کتاب سه رساله فلسفی ملا صدرا نوشته: «این مرد بزرگ (بوعلي) در دوران کوتاه عمر خود، منشأ برکات و انوار و مبدأ فیوضات بی سابقه ای قرار گرفت و در تاریخ علوم، مقام بی نظیری دارد و شاید احدی مقام او را در علوم متعدّد نداشته باشد.»
قیل فی حقه: «اول عقل ظهر فی تاریخ البشر»
بوعلی سینا به لحاظ فلسفی، اشتباهات بزرگی دارد که ملا صدرا در حکمت متعالیه آنها را نمایان ساخته است:
1). انکار حرکت جوهری.
2). عدم اذعان به اتحاد عقل و عاقل و معقول (اسفار،چاپ سنگی،مباحث حرکت ص 222-2231).
3). انکار مُثُل نوریه و عقول عرضیه (همان، مُثُل افلاطونی، جلد اول اسفار چاپ سنگی ص 121 و 129).
4). عدم اذعان به اتحاد نفس با عقل فعّال.
5). انکار اتحاد نفس با مطلق مدرکات .
6). انکار سریان علم و قدرت و اراده و سائر شوؤن ذاتیه وجود در جمیع اشیاء .
7). انکار عشق هیولی به صورت، و در رساله ی عشق هم که در صدد اثبات عشق در جمیع ذرات وجود برآمده است این مسأله را برهانی نکرده است.
8). انکار تبدل صور عناصر به صورت واحد معتدل الکیفیه (جواهر و اعراض اسفار).
9). قائل به سرمدیت افلاک و اصول عناصر و ازلیت هیولی گردیده است که با اثبات حرکت جوهری همه این مطالب باطل و بی اساس است.
10). شیخ قائل به روحانیه الحدوث بودن نفس است لذا از کیفیت وجود نفس و وجود اطلاقی آن و نحوه اتحادش با بدن و اعضا و قوای ظاهری و باطنی غافل و عاجز مانده است.(اسفار، ج 1، چاپ سنگی، ص 228 و 229) (اسفار، چاپ سنگی، ص 315)، (مباحث نفس، ص 71 الی 75 و 125.)، (حواشی حکمت اشراق، ص 380 و 405 و 406).
11). شیخ از اثبات موضوع حرکت در حرکت کمیّه و بقای آن عاجز مانده است.(اسفار، ج 1 ، چاپ سنگی، ص 228 و 229).
12). شیخ منکر تجرد قوه خیال، وهم و حواس می باشد.بنابراین تجرد برزخی حیوان را انکار می کند و قائل می شود که حیوانات حشر ندارند و در جواب این سوال بهمنیار که: آیا حیوان مانند انسان ذاتِ خود را درک می نماید یا نه؟ شیخ دچار تحیر می شود.
13). شیخ به واسطه انکار تجرد خیال، در بقای نفوس بسیطه و ساذج(مثل انسانهايی که در سنین کم و کودکی می میرند، دیوانگان و عقب مانده ها) متحیر است. در مجالس سبعه به طور صریح قائل به بطلان نفوس اطفال بعد از موت شده است و در جاي ديگر قائل به بقای آنها شده و گفته است: ملاک بقای آنها همان ادراک اولیات است که مرتبه خیلی ضعیف از ادراک مي باشد.
14). شیخ تشکیک در حقیقت وجود را انکار نموده است و قائل به وجودات متباینه شده است.
15). شیخ ملاک علم تفصیلی حق را صور مرتسمه و اعراض ذهنیه دانسته است و نیز ملاک علم حق به غیر را، ارتسام صور می داند. و علم حضوری را در این مقام منکر است.